کد خبر ۵۷۹ انتشار : ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۹

دو فصلنامه تخصصی قرآن پژوهی حسنا 32

واکاوی دیدگاه آلوسی در نقد روایت امام علی علیه السلام پیرامون سبب نزول سوره والعادیات

 

حسین خاکپور؛ دانشیارگروه الهیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان

الهام عباسی؛ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده

در تفسیر روح المعانی آلوسی درباره سبب نزول سوره والعادیات دو روایت متفاوت از امام علی علیه السلام و ابن عباس نقل شده است. حضرت علی علیه السلام سبب نزول و موضوع سوره­ را با فریضه­ حج مرتبط دانسته وآیات را مطابق با آن تفسیر کرده­اند؛ اما ابن عباس سبب نزول سوره را با فریضه­ جهاد مرتبط دانسته و تفسیری متفاوت بیان داشته است. هرچند ابن عباس پس از شنیدن کلام امام علی علیه السلام از نظر خود بر می­گردد، اما آلوسی اصرار دارد که نظر ابن عباس درست­تر است و آن را بر روایت امام علی علیه السلام ترجیح می­دهد. مقاله پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد قرآنی- روایی و با فرض صحت سند به بررسی و تحلیل نظر آلوسی پرداخته وآن را ازنظر دلالی مورد ارزیابی قرار داده است. نتیجه تحقیق نشان می­دهد: گر چه نظر امام علی علیه السلام بر نظر ابن عباس به دلایلی برتری دارد و رجوع وی از نظر خدش نیز این مسأله را تایید می­کند؛ اما مضامین سوره گنجایش پذیرفتن هردو رأی را دارد و می­توان بین آنها جمع کرد.

کلید واژه­ها: حضرت علی علیه السلام، ابن عباس، سبب نزول، سوره عادیات، آلوسی.

 

 

بررسی روایات منع تعلیم سوره­ یوسف علیه السلام به زنان

 

علی رضا جعفرزاده کوچکی؛ استادیار گروه الهیات دانشگاه پیام نور

 

چکیده

روایاتی در منابع اسلامی، حاکی از دستور به تعلیم ندادن سوره یوسف علیه السلام به زنان و تعلیم سوره نور به جای آن است؛ اسناد این روایات علیرغم برخی طعن­ها، بر بی­اعتباری مطلق دلالت ندارد و با تجمیع قرائن اسناد، این روایات تا حدودی قابل اعتماد است، ولی بررسی محتوایی این روایات حاکی از ناسازگاری آنها با اهداف هدایت­گری قرآن و دیگر روایات بوده و حداکثر، کراهت تعلیم این سوره بر زنان است نه تحریم. بدین خاطر که این روایات مخصوص یک مقطع زمانی بوده و مطابق با شرایط اجتماعی و ذهنیات دوران عرب صدر اسلام در مورد زنان می­باشد. این روایات در محیطی مردسالار صادر شده که در آنجا زنان هیچ ارزش و احترامی نداشته­اند و تلویحا نشان می­دهد؛ برخی مسلمانان هنوز در آن زمان مفاهیم عالی سوره یوسف علیه السلام را به­خوبی درک نکرده و آن را داستان عاشقانه می­پنداشتند. در این روایات شواهدی وجود دارد که مقطعی بودن حکم کراهت این روایات را نشان می­دهد. نهایت اینکه اگر چنین روایاتی از معصوم علیه السلام صادر شده براساس نسخ تمهیدی بوده است.

کلید واژه­ها: سوره یوسف علیه السلام، روایات نهی تعلیم، زنان، نسخ تمهیدی.


 

انحراف از معیار در استخدام افعال قرآن

 

محمود طیب حسینی دانشیار و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

صدیقه موسوی دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه کاشان

 

چکیده

یکی از مباحث مهم در فهم دقیق آیات قرآن، توجه به چگونگی استخدام افعال در کلام الهی است. افعال از زوایای مختلفی قابل بررسی هستند. از جمله این ابعاد، زمان به کار رفته در افعالِ استعمال شده است. با تأمّل در آیات قرآن مواردی مشاهده می­شود که هر یک از افعال ماضی، مضارع و امر بر خلاف انتظار و مغایر با سیاق به جای یکدیگر به کار رفته­اند. به نظر می­رسد به‌کارگیری فعلی که با زمان دیگر افعالِ مورد استفاده در آیه یا مجموع سخن مطابقت ندارد، دارای نکاتی است که برجسته سازی آن مورد عنایت متکلّم بلیغ بوده است.

از جمله این نکات می­توان تأکید بر وقوع فعل، تصویر سازی فعل برای مخاطب به هدف درک روشن­تر، اظهار تمایل به وقوع فعل، تفخیم و بزرگداشت فعل و بالعکس بی اهمیت جلوه دادن صدور فعل از فاعل را برشمرد. مقاله پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است.

کلید واژه­ها: جانشینی افعال، زمان صرفی، زمان سیاقی، فعل ماضی، فعل مضارع، فعل امر.

 

 

وجوه ارتباط تذکر و امر به معروف و نهی از منکر بر اساس رابطه همنشینی در قرآن کریم

 

صمد اسمی قیه باشی؛ استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

مرتضی سازجینی؛ دانشجوی دکتری تفسیر تطبیقی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم؛ (نویسنده مسئول) 

علیرضا فاضلی؛ دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد 

 

چکیده

پژوهش حاضر به روش تحلیلی وجوه ارتباط مفهوم امر به معروف و نهی از منکر با مفهوم تذکر در قرآن کریم را بر اساس روابط همنشینی بررسی کرده است و در این بررسی به حد وسط مشترکی با عنوان فطرت دست یافته است؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر باعث یادآوری دستورات الهی می­شود؛ به عبارت دیگر اجراکردنامربهمعروفونهیاز منکردرجامعهموجبتذکر(یادآوری) افرادبههمانفطرتدینیومسائلدینی شدهودرنهایت با عمل کردن افراد به دستورات وحیانیفلاحورستگاریجامعهبشریرقممی­خورد؛ پس قرآنکریمدرآیاتنورانیخود ضمانتسلامتیکجامعهالهیراکاربردیکردنمفهومامربهمعروفونهیازمنکرمی­داند. با در نظر گرفتن هم نشینی ایندومفهومکاربردیقرآنی، نتایج ذیل حاصل گردید: 1. هركسبا فطرتخود صحت وقبحامور وضرروزيانفردىواجتماعىرادرك می­كند؛اماعمومافرادبه تذكرويادآورىمفاسدفردىواجتماعىآنهانیازمندند. 2. دین اسلام، مسلمانان را به اوامر و نواهی ملتزم کرده است که برای آنان جنبه تذکر و پند داشته و این تذکر فقط برای مومنان سودمند است و فلاح و رستگاری به ارمغان می­آورد؛ زیرا عامل به این دستورات فقط مومنان هستند.

کلید واژه­ها:امر بهمعروفونهیازمنکر،تشابه،تذکر،فطرت،فلاح.

 

 

نقد سندی و متنی روایات تحریف قرآن کریم

 

زهرا شاهمیرزالو؛دانشجوی مقطع دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشگاه مذاهب اسلامی

 

چکیده

ریشه تحریف گرایی، غفلت از حاکمیت مطلق قرآن بر تمام روایات و اندیشه­هاست. تحریف گرایان، روایات را حاکم بر قرآن می­شناسند، در حالی که روایات بنا به خود قرآن و نص صریح معصومین علیه السّلام در اخبار عرض، محکوم قرآن­اند. در یک نگاه کلی، تحریف قرآن را می­توان به دو نوع معنوی و لفظی تقسیم کرد. مقصود از تحریف معنوی، برداشت انحرافی و توجیه سخن بر خلاف مقصود گوینده است. این نوع تحریف به طور قطع درباره قرآن رخ داده است. مقصود از تحریف لفظی، تبدیل یا کاهش و افزایش سخن گوینده است؛ آنچه بیشتر مورد نزاع و اهتمام قرآن پژوهان است بررسی تحریف قرآن به معنی کاهش و نقصان در کلمات، آیات و حتی سوره­هاست؛ چون تحریف به معنی افزایش آیه یا سوره­ای در قرآن و تبدیل آیات به آیاتی دیگر، قائلی ندارد و موضوعاَ منتفی است. مسأله پژوهش پیش رو اثبات مصونیت قرآن از تحریف و جعلی بودن روایات تحریف است که با روش توصیفی_تحلیلی و به شیوه کتابخانه­ای، با نقد سندی و متنی روایات تحریف، به اثبات جعلی بودن اینگونه روایات پرداختیم و این نتیجه حاصل شد که عموم روایات ادعایی تحریف، یا فاقد اتصال سند است یا از راویانی نقل شده است که به کذب و جعل و غلو اشتهار دارند و شماری نیز از منابع فاقد اعتبار می­باشند که از کتب مجهول الحالی نقل شده­اند که روایات مسند را با روایات مرسل بهم آمیخته­اند.

کلید واژه­ها: تحریف قرآن، روایات جعلی، اعجاز قرآن، غلو، تحریف لفظی، تحریف معنوی.

 

 

تحلیل و نقد دیدگاه عبدالکریم سروش در اثبات پلورالیسم دینی بر مبنای آیات قرآن

 

عبدالله میراحمدی؛ استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه خوارزمی

موسی ابراهیمی؛ دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه خوارزمی

سید حکیم حسینی؛ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

 

چکیده

پلورالیسم دینی یکی از مسائل کلام جدید است. پلورالیسم یعنی پذیرش چند نوع فهم، برداشت و معرفت نسبت به یک حقیقت واحد، حتی اگر با یکدیگر متضاد باشند. عبدالکریم سروش یکی از قائلان به این نظریه است که تلاش می‌کند آن را با استناد به آیات قرآن اثبات کند. دقّت در دیدگاه­های او درباره پلورالیسم و تفسیری که از آیات مورد استناد خود ارائه می‌دهد، نشان‌دهنده اختلاف نگرش و روش تفسیر او با نگرش و روش تفسیر غالب دانشمندان و مفسّران است. به همین دلیل، نتایج و دریافت­های او از آیات قرآن نیز با دریافت‌های آنان، متفاوت و در مواردی متباین است. این پژوهش به روش توصیف و تحلیل محتوا، پس از تبیین دیدگاه سروش در پذیرش و اثبات پلورالیسم دینی، از دو جهت به نقد و ردّ این دیدگاه می­پردازد: اثبات نادرستی استناد سروش به آیات قرآن و استنباط از آن‌ها؛ تحلیل دلایل قرآنیِ ردّ این نظریه به­صورت کلّی.

کلید واژه­ها: پلورالیسم دینی، عبدالکریم سروش، نقد پلورالیسم دینی، نقد دلایل قرآنی.